بهار آمد......

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال
این فکر را به یادمان می اورد.پس نوروزتان مبارک که سالتان را سرشار از عشق کند . . .

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال
این فکر را به یادمان می اورد.پس نوروزتان مبارک که سالتان را سرشار از عشق کند . . .
بله درسته امروز یه نفر به آدمای مهربون این دنیا اضافه شد واین فرد کسی نیست جز.......
آقای سجاد صفاری...........
به افتخارش یه کف مرتب.......
تولد تولد تولدش مبارک....بیا نظراتو فوت کن که صد سال زنده باشی.........![]()
![]()
یک دوست خیالی که واقعاٌ دوستت باشه ، بهتر از یک دوسته واقعییه که خیال می کنی دوستته !
رفیق!عشق چه غم دارد از نشیب و فراز ؟؟؟
چیزهای
کوچک، مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظه ی قبل از رها
کردن دست، با نوک انگشتهاش به دست هایت یک فشار کوچک می دهد…
چیزی شبیه یک بوسه مثلا.
راننده تاکسی ای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند
می گوید: روز خوبی داشته باشی دخترم.
آدم
هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می شوی، دستپاچه رو برنمی
گردانند، لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند.
آدم هایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی مترو هست،
بهشان جا می دهند، گاهی بغلشان می کنند.
آن هایی که هر دستی
جلویشان دراز شد به تراکت دادن، دست را رد نمی
کنند. هر چه باشد با لبخند می گیرند و یادشان نمی رود همیشه چند متر جلوتر
سطلی هست، سطل هم نبود کاغذ را می شود تا کرد و گذاشت توی کیف.
دوست
هایی که بدون مناسبت کادو می خرند، مثلا می گویند این شال پشت ویترین انگار
مال تو بود. یا گاهی دفتریادداشتی، نشان کتابی، پیکسلی.
آدم هایی که از سر چهارراه نرگس نوبرانه می خرند و با گل
می روند خانه.
آدم های اس ام اس های آخر شب، که یادشان نمی
رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان
یادآوری کنند که چه عزیزند، آدم های اس ام اس های پرمهر بی بهانه، حتی اگر
با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی.
آدم
هایی که هر چند وقت یک بار ای میل پرمحبتی می زنند که مثلا تو را می خوانم
و بعد هر یادداشت غمگین خط هایی می نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ
کس را تاب نمی آوردند.
آدم هایی که
حواسشان به گربه ها هست، به پرنده ها هست.
آدم هایی که اگر
توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را به لبخند تعارف می کنند که
غریبگی نکنی.
آدم هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند، توی پیاده
رو بستنی چوبی
لیس می زنند و روی جدول لی لی می کنند.
همین
آدم ها، چیزهای کوچکی هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی
کردن…
مدتی است شهروندان سانفرانسیسکو که با اتوبوس های شهری تردد می کنند این امکان را پیدا کرده اند که در بازی های آنلاین گروهی نیز شرکت کنند.
یاهو در یک طرح تبلیغاتی اقدام به نصب نمایشگرهای لمسی بزرگ در 20 ایستگاه اتوبوس شهری در سانفرانسیسکو کرده است. نصب این صفحات امکان شرکت مسافران را تا زمان آمدن اتوبوس در بازی ها و پازل های آنلاین فراهم کرده است. هر مسافر می تواند با مسافران منتظر در ایستگاه های دیگر در بازی های آنلاین رقابت کند. هر کس که بتواند در این بازی ها بیشترین امتیاز را در 2 ماه بازی کسب کند، یک بلیط شرکت در ارکستر هدیه می گیرد.
نصب این تابلو سرگرمی جالبی برای شهروندان محسوب می شود. هر مسافر می تواند به جای انتظار کشیدن در یک مسابقه گروهی شرکت کند. البته امیدوارم باخت هر فرد منجر به خرد شدن این صفحه لمسی یاهو نشود!
چقدر عالی میشود که یک پل هم زیبا باشد و هم دوستدار محیط زیست. سه طراح ایتالیایی پلی را طراحی کرده اند که علاوه بر برقراری ارتباط، از خورشید و باد انرژی هم تولید می کند. در پایه های این پل توربین هایی در نظر گرفته شده که با وزش باد به چرخش درآمده و آن را تبدیل به انرژی می کند. علاوه بر این جهت استفاده از انرژی خورشیدی هم قرار است به جای آسفالت از پنل های خورشیدی موسوم به پنل خورشیدی جاده ای (solar roadways) استفاده شود. این صفحات متشکل از پنل های خورشیدی با روکشی از پلاستیک بادوام و فشرده است که برق تولید می کند. در صورت اجرایی شدن این طرح، انرژی بدست آمده از این پل برق مصرفی 115هزار خانه را در طی یکسال تامین می کند.
تنها این ها نیستند که این پل را یک دوستدار محیط زیست کرده بلکه در طول پل گلخانه خورشیدی هم در نظر گرفته شده که رانندگان می توانند در کناری توقف و از میوه و محصولات این گلخانه استفاده نمایند.
میگم چقد خوبه که تو این روزا که همه سرگرم انتخاب واحدن ما چند واحد انسانیت برداریم!!!آخه شنیدم
که خیلی درس مهمیه و تموم زندگی آدم به اون بستگی داره...حیفه اگه پاسش نکنیم.من نمیدونم
چند واحده؟؟شاید یه واحد باشه.شایدم دو واحد و شایدم خیلی بیشتر از اینا.ولی به هر حال هر چی
هست اشکال نداره.چون پاس کردنش اجباریه!!!تمام موجودات منتظرن که ما این درس رو پاس کنیم.پس
عجله کنید.عجله نه به خاطر اینکه ظرفیت کلاسش محدود باشه بلکه به خاطر این که امکان داره خیلی
طول بکشه و وقتمون تموم بشه و نتونیم پاسش کنیم... راستی اگه کسی پاسش کرده به ما هم بگه که
از تجربیاتش استفاده کنیم.اگه کسی سر فصل های این درس رو میدونه تو نظرات اونا رو بنویسه.....
برای همسایه که نان مرا ربود، نان !!
برای عزیزانی که قلب مرا شکستند، مهربانی !!
برای کسانی که روح مرا آزردند، بخشش !!
و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق می طلبم.....
انتظار و هوس و دیدن و نادیدن نیست.
پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف.
اما تا آسمانی شدن راه بسیار است....
چه بسیارند کسانی که همیشه حرف می زنند بی آنکه چیزی بگویند و چه اندکند کسانی که حرفی نمی زنند اما بسیار می گویند.......
در جائی خواندم که: بومیان آمازون روش جالبی برای شکار میمون دارند بدینصورت که نارگیل را از دو طرف سوراخ می کنند، یک طرف کوچک تر در حدی که بتوانند یک طناب را از آن عبور دهند و یک طرف کمی درشت تر در حدی که دست یک میمون به زور از آن رد شود. از طرف کوچک تر طنابی که انتهایش را گره زده اند رد می کنند و بعد طناب را به تنه درخت می بندند تا اینطوری میمون نتواند جر بزند و نارگیل را با خودش ببرد. سپس توی نارگیل خالی شده چند تا سنگریزه می اندازند و چند بار تکانش می دهند تا صدایش خوب در جنگل بپیچد ... تله آماده است.
میمون ها که کنجکاوی دیوانه شان کرده تا ببینند این چیست که این جوری صدا می دهد، می آیند و دستشان را می کنند توی نارگیل و سنگریزه ها را توی مشتشان می گیرند تا بیرونشان بیاورند، اما مشت بسته شان از سوراخ رد نمی شود. میمون ها اگر فقط مشتشان را باز کنند و از سنگریزه های بی ارزش دل بکنند، آزاد می شوند ولی به هیچ قیمتی حاضر نیستند چیزی را که بدست آورده اند از دست بدهند. آن قدر تقلا می کنند و خودشان را به زمین و آسمان می زنند که فردا وقتی صیاد می آید بدن های بی حالشان را به راحتی (عین آب خوردن) جمع می کند و توی قفس می اندازد.
این میمون ها چند خاصیت جالب دیگر هم دارند. اولا وقتی می بینند یک هم نوعشان گیر کرده و دارد جیغ و ویغ می کند باز هم برای کنجکاوی می روند سراغ نارگیل بغلی و چند دقیقه بعد خودشان هم در حال جیغ و ویغ اند. ثانیا بومی ها اگر میمونی اضافه بر تعداد مورد نیازشان گیر افتاده باشد، آزادش می کنند اما وقتی فردا دوباره برای شکار می آیند باز همین میمون ها گیر می افتند و جیغ و ویغشان در می آید. این داستان قرن هاست که در جریان است! اما حق ندارید فکر کنید که این میمون ها از خنگیشان است که هر روزه توی این دام ها می افتند، اتفاقا خیلی هم ادعای هوش و استعدادشان می شود.
اگر خوب فکر کنیم ... آیا دور و بر خود ما پر از نارگیل های سوراخ داری نیست که صدای تلق و تولوق جذابشان از شدت وسوسه دیوانه مان می کند؟ آیا دستمان را به خاطر بسیاری از چیزهایی که حقیقتا نمی دانیم ارزشی دارند یا نه، چندین و چند بار در هر مدخل سوئی داخل نمی کنیم؟ آیا دستمان جاهایی گیر نیست که به خاطرش از صبح تا شب جیغ و ویغ می کنیم و خودمان را به زمین و آسمان می کوبیم؛ در حالی که فقط کافی است از یک سری چیزها دل بکنیم افکار قدیمی و تعصبات خشک را کنار بگذاریم و برویم خوش و شاد روی درخت ها، بی دغدغه این جور چیزها، تاب بازیمان را بکنیم؟ آیا صدای جیغ و ویغ مذبوحانه اکثر دور و بری هایمان که خودشان را اسیر کرده اند را نمی شنویم؟
یا یه چیزی یا...هستن ولی من منتظر کسی نیستم.تنها برا رسیدن به زیبایی مطلق انتظار میکشم که
ایمان دارم یه روزی بهش میرسم ولی......
چیست در زمزمه ی مبهم آب.....؟!!!!
راستی که توی دنیای عجیبی زندگی می کنیم.تمام موجودات با سکوتشان ما رو به یه سمتی
راهنمایی میکنن......اما به چه سمتی....؟!!!!
و آیا کسی هست که به سکوت آنها گوش فرا دهد....؟!!!!
به ادامه مطلب بروید.......
در آن لحظه که خالی از خود میشوم چه بی صبرانه مرا سرشار از خود میکنی.....
و چه شیرینست با تو بودن و در تو بودن.........

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ...
خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.
زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.
آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...
و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.
به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.
بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...
فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.
زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...!
خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :
هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم
قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .
هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.
زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .
و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم......
زنده یاد احمد شاملو
راستی یه مدته که وبلاگ اون تر وتازگی گذشته رو نداره.بچه ها تو رو خدا یه کم با هم صمیمی تر باشیم ودوباره از نو شروع کنیم.
راستی به نظر شما ترم بوق چطور بود؟؟؟راضی بودید یا نه؟؟؟
یه چیز دیگه میخواستم بگم و اون اینه که تو دانشگاه زندگی ترم چندیم؟؟؟چند واحد پاس کردیم؟؟؟
چند بار مشروط شدیم؟؟؟اصلا به فکر امتحانای زندگی هستیم یا نه؟؟؟
بازیهای سنتی قدیمی از قبیل: هفت سنگ، عمو زنجیرباف، قایم موشک، گرگم به هوا، کی بود کی بود، لی لی، شیر و آهوها، وسطی و ... ریشه در سنت های دیرینه ی مردم ایران دارد و هنوز نسلی از آن افرادی که با این بازی ها اوقات فراغت خود را سپری می کردند نگذشته که امروزه دلایلی چون استفاده از وسایل ارتباط جمعی، بازی های رایانه ای و ورزش های جدید امکان پرداختن به بازی های محلی را به حداقل ممکن کاهش داده و میتوان گفت به دست فراموشی سپرده شده است.
ولی هر چه باشد همین بازیهای قدیمی در ذهن پدرها و پدربزرگ های عزیز ما تجسم خاطراتی شیرین است و دیدن تصاویر زیر حتی برای من و شما که سهمی در چگونگی اینگونه بازی ها نداشتیم هم خالی از لطف نیست.
برای دیدن بقیه تصاویر به ادامه مطلب بروید......
کشور........خیلی تنها بود.دلم براش سوخت......یاد این جمله افتادم:
با فرزندان تان مهربان باشید؛ زیرا آن ها هستند
که خانه سالمندان شما را انتخاب خواهند کرد !!!!!
وای برما اگر با پدر و مادر خود اینگونه رفتار کنیم..................
........هرچی هستی همون باش و هرچی نیستی نگو کاش..........
طمع و آرزوى بهشت عبادت مى كنند كه آن یك معامله و تجارت خواهد بود و عدّه اى
دیگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستایش مى كنند كه همانند عبادت و اطاعت نوكر
از ارباب باشد و طائفه اى هم به عنوان شكر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال
را عبادت و ستایش مى نمایند; و این نوع، عبادت آزادگان است كه بهترین عبادات مى
باشد.....
اصطلاح مهندس شدی!!!!.......چرا بعضی هامون به همدیگه توهین میکنیم؟؟؟؟آخه تا کی می خواهیم در
دوران کودکی به سر ببریم؟؟بیاین یاد بگیریم که به همدیگه احترام بذاریم........باور کنید ضرر
نمیکنیم.......تو رو خدا تو وبلاگ به همدیگه بی احترامی نکنید.......
امید است که پند گیری مهندس!!!!!!!!!
.:: شكسپير .::
میگذراند. اگر سخن بگوید بر گویندگان چیره شود و عطش پرسش کنندگان را فرو می نشاند............
به قول شاعر :
کم گوی و گزیده گوی چون در کز اندک تو جهان شود پر
جاری می سازد. اوست که به ما می آموزد چگونه دوست بداریم:
خواست مطالبی از زندگی امام حسین(ع) را در((قطره ای از دریا)) ذکر کنم.امیدوارم که تشنگان حقیقت
را آبی گوارا باشد.........
حسین(ع) هیچکس را نسبت به کارش تا آنجا که امکان داشت عذری داشته باشد،قبل از شنیدن عذرش
ملامت و سرزنش نمیکرد.......
فرمودند:اگر می خواهی گناه کنی به جایی برو که خدا تو را نبیند و از نعمت خدا استفاده نکنی.شما که
میخواهید گناه کنید دیگر چرا با نعمت خدا؟؟؟؟این نان و آب و این زمین و آسمان به ما خدمت می کنند و
ما یک بار به خدا نمیگوییم که ممنونیم.........

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری به غفلت نخوری
خاطرات زندگیمون ثبت کردیم؟؟؟؟هیچ از خودمون نمی پرسیم که حسین (ع)کی بود ؟برا ی چه اینگونه........
این قدر تو دنیای سیاه خودمون گم شدیم که......خواب عمیقی ما رو گرفته....پا شو...دیگه وقتشه که
بیدار شی......راستش حسین(ع)هنوز هم مظلومه.......
وای بر ما......وای برما اگر محرم بگذرد و ما از خود نگذریم........و فراموش نکنیم که حسین(ع) را
منتظرانش کشتند.......

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود .
علت ناراحتی اش را پرسید . شخص پاسخ داد :...........
به ادامه مطلب بروید...........
یکی از کانال های ورود شیطان به ایران موسیقی های شیطان پرستی می باشد . موسیقی هایی به
اصطلاح مدرن که هر کسی نمی تواند آن را درک کند . متاسفانه بنا به دلایل بسیاری تعداد زیادی از
جوانان ایرانی دچار از خود بیگانگی و بعضاً چند گانگی شخصیتی شده و برای نشان دادن تغییرات و
تحولات درونی خود به این نوع موسیقی روی آورده و بدون دانستن معانی ترانه ها آنها را زمزمه کرده و
رفته رفته این آهنگ ها ملکه ذهن آنان می گردد و با توجه به این مطلب که در ایران آموزش درباره
بسیاری از مسائل روز کمرنگ است ..........
به ادامه مطلب بروید..........
آيا ميدانستيد؟
Did you know that those who appear to be very strong in heart, are real weak and most susceptible?
آيا ميدانستيد آنهايی که از نظر احساسی بسيار قوی به نظر ميرسند در واقع بسيار ضعيف و شکننده هستند؟
به ادامه مطلب برید......